X
تبلیغات
رایتل
.:Welcome To ParenThesis:. Persian & Professional Journalist Weblog
  جست و جوی واژگان
   
   
     
..

a

..
a

 

رومینا
» رومینا کوچولوی ما

دانش ارتباطات
» محمد حسین فیروزی و تکنولوژی تلفن همراه

مرکز تحقیقات و مطالعات رسانه ای
» وابسته به روزنامه همشهری

مدیا نیوز
» پایگاه اطلاع رسانی حوزه رسانه و علوم ارتباطات

دوازده هزار روزنامه آنلاین دنیا
» لینک روزنامه های آنلاین

از اینجا به ...
» وب نوشت های علی جعفری

دکتر فرزان سجودی
» دکترای زبان شناسی

روزنامه نگار
» یادداشتهای عباس مشکوه رضوی

سوسه
» یادداشتهای طنز مهدی نصیری

رسانه ها و آزادی اطلاعات
» وب سایت شخصی دکتر نمک دوست تهرانی

روزنامه آنلاین
» یکهزار روزنامه از سراسر دنیا

باغ بزرگ
» یادداشتهای روزنامه نگاری عیسی محمدی

امید جهانشاهی
» رسانه نگاری و مدیریت رسانه

صفر
» یادداشتهای سمیرا سامانی

ارتباطات دات کام
» وب نوشت های سید علی موسوی

نگاه یک پزشک
» نگاه علیرضا مجیدی به دنیای پزشکی ُاینترنت

روابط عمومی در مطبوعات
» وبلاگ روابط عمومی روزنامه قدس

دکتر یونس شکرخواه
» سایت رسمی دکتر یونس شکرخواه

روزنامه نگارنو
» روزنوشته‌های مصطفی قوانلو قاجار

خبر نویس
» ارتباطات روزنامه نگاری و ترجمه

علی اکبر قزوینی
» نوشتن سرنوشت من است

وبلاگوار
» وبلاگی بیشتر در مورد وبلاگ، ارتباطات و رسانه ها

دکتر محکی
» سایت شخصی دکتر علی اصغر محکی

دکتر عبدالرضا شاه محمدی
» مطالبی در باره علوم ارتباطات اجتماعی

پروفسور معتمدنژاد
» پدر علم نوین ارتباطلت ایران

دات
» وبلاگ تخصصی دکتر شکرخواه

سپیدار
» وبلاگ دکتر جعفری سهامیه

رو در رو
» وبلاگ دکتر احمد توکلی

مینی ژورنالیست
» چند یادداشت

خبرنگار
» وبلاگ تخصصی حمید ضیایی پرور

رسانه های بریتانیا
» لینک رسانه ها

اخبار ارتباطات
» مجموعه یادداشتهای روزنامه نگاری

مرکزمطالعات وتحقیقات رسانه ها
» مرکز تحقیقاتی روزنامه نگاری

 

382538


a

.

.

.


" انسان کامل هرگز ظهور نمی یابد ، چنین انسانی وجود ندارد . از این رو مجبوری انسانهای ناکامل را دوست بداری .تو با عشق خود اورا به انسان کاملی مبدل می سازی. "اوشو" --- امید ، دارویی است که شفا نمی دهد ولی درد را قابل تحمل تر می کند. "آشار" --- هدف زندگی دو چیز : آنچه را که می خواهیم بدست آوریم و سپس از آن لذت ببریم . "اسمیت" --- احمق نمی تواند همان درختی را ببیند که خردمند می بیند . "ویلیام بلیک" --- همه دلتنگی ها از دل نهادگی بر این عالم است. "مولانا" --- اگر اراده ای نباشد عشقی در کار نیست. "مهاتما گاندی" --- اگر ایمان خوب پرورش داده شود در برابر هر نومیدی مقاومت می کند. "پائلو کوئیلو" --- ما هنوز فرزندان الهی در تبعید هستیم. "جان براد شاو" --- آنکه پرنده نیست ، نباید بر پرتگاه آشیانه بسازد. "نیچه" --- از پشت عینک طلا ، دیدگان درخشش ندارند. "آناتول فرانس" --- دروغ مثال برف است که هر آن را بغلتانند بزرگ تر می شود. "مارتین لوتر" --- وظیفه حال را نباید به آینده واگذار کرد ، هر چند در آینده بهتر و بزرگ تر باشد. "ارنست تاویل" --- دنیا گلیست که گلبرگهایش خیالی و خارهایش حقیقی است. "سیلوا" --- ایمان دو نیمه است ، یک نیمه صبر و نیمه شکر. "پیامبر اسلام(ص)" --- اگر گوش داری بشنو و اگر زبان داری سکوت کن. "صائب تبریزی" --- هر کاری که تصمیم آن را بگیرید نصفش را انجام داده اید. "ابراهام لینکن" --- ابله ترین خلق کسی است که در حق دوست خود با دشمن تدبیر کند. "ابوسعید ابوالخیر" --- اگر یاد بگیرید که به مشکلات خود بخندید ، پس همیشه چیزی دارید که به آن بخندید. "لین کارول" --- هنر ، زیور بشر است و بشر زیور کیهان. "ناصر خسرو" --- اگر قضاوت بد نمی خواهی قضاوت بد نکن. "ژول ورن" --- تمام شان و عظمت انسان در فکر اوست. "پاسکال

 

1384,07,25

این نشریه را دور از دسترس اطفال نگهدارید

" این نشریه را  دور  از دسترس اطفال نگهدارید"  این عبارت تیتر  درشتی  است که چندی پیش  یکی از  نشریات داخلی در ذیل  یکی از مطالب خود با عنوان داستانهای واقعی از جن واشباح و تابوت فراری به خانه باز می گردد، چاپ کرده است. امروز دیگر خیلی از مدیران بیش از دو هزارو پانصد نشریه ای که در کشور منتشر می شود عبارت توصیفی روزنامه نگاری زرد و یا روزنامه نگاری جنجالی را می شناسند وحتی بسیاری از همینها نیز متولی گروهی از نشریاتی هستند که ما آنها را به  این نام  می خوانیم.  اما  برخلاف  نشریات  زرد  غربی  که  مدیرانشان به زرد بودن آنها افتخار می کنند هیچیک از متولیان اینگونه نشریات در ایران حاضر نیستند نشریه خود را زرد بنامند!                 

دنیای زردها به سال 1883 میلادی بر می گردد که نیویورک سان با قیمت یک پنی کار خود را آغاز کرد".بنیامین دی"، نشریه خود را برای مردم و نه برای بازار  منتشر می کرد.   بعدها  شیوه  این  نشریه  آنقدر موثر افتاد که دوره ای را به نام نشریات  یک پنی شکل داد . شاید جالب باشد  بدانید که  " ژوزف پولیتزر" معروف،  همان بنیانگذار جایزه ادبی پولیتزر نیز یکی از بنیانگذاران روزنامه نگاری زرد  شناخته می شود. وی در سال 1896 نشریه ای را به نام نیویورک ورلد منتشر می کرد که در آن از هر شیوه ای برای جذب مخاطب و  افزایش شمار  تیراژ  استفاده  می شد .مسایلی همچون خشونت وسکس از جمله این راهکارها بود. پولیتزر با خلق شخصیت کارتونی به نام " یلو کید"،  کوشید  شمار  فروش نشریه خویش را افزایش دهد. همزمان با نشریه او، "هرستا"، یکی دیگر از  روزنامه نگاران آمریکایی نشریه نیویورک ژورنال را  منتشر می کرد .وی با سفارش شخصیتی مشابه پسر بچه زرد به یک کاریکاتوریست، زمینه را برای انتشار داستانهای کمیک استریپ و ایجاد  روزنامه نگاری  زرد  فراهم  ساخت. با پیدایش روزنامه نگاری  زرد  فرهنگ روزنامه نگاری نیز دستخوش تغییراتی شد. در فرهنگ پدیدار شده رسانه های بازاری، ارزشهایی چون نگارش "ورود"های  مهیب همراه با بیان عامیانه جایگاه ویژهای یافت.درونمایه اخبار و گزارشها به خیال پردازی ودروغ در هم آمیخت. این روزنامه نگاری به تیتر وابسته است و برای خواننده دنیایی را می سازد که در  آن چیزی جز  رویدادهای غیر  واقعی  وجو دندارد. در اینگونه  نشریات  مخاطبان جویندگانی هستند که در پی ماجراهای خلق شده از سوی رسانه ها می گردند یا آنچه به ابتکار همان نشریات باید از چشم بیفتد.                                                                                            

"ویلیام هرست"،  چهره  با نفوذ روزنامه نگاری آمریکا که فیلم همشهری کین را از روی شخصیت او ساخته اند وقتی دریافت که" مرکوری"، موسسه   سازنده فیلم حاضر نیست پیشنهاد دریافت پول کلانی را که بمنظور نابود کردن نسخه اصلی و نسخه های دیگر این فیلم از سوی وی  شده  بود  را  قبول  کند، ستون نویس جنجالی خود" لولا پاسونز "را واداشت تا تلفنی مدیران تولید و مدیران پخش فیلم را با افشای  زندگی  خصوصی  آنها  تهدید کند. تلاش او برای راه انداختن جنگی میان آمریکا و اسپانیا بر سر جزیره کوبا  وبا استفاده از تیترهای پر هیجان و جنجالی  در  نیویورک ژورنال  نمونه ای  از  روزنامه نگاری  زرد است. هرست بر این گفته تعصب می ورزید که روزنامه نباید تنها  پیام رسان  باشد، بلکه باید جریان ساز هم باشد. در ایران هم می توان نمونه هایی از کاربرد روزنامه نگاری زرد را شاهد بود. رحیم زهتاب فر،  در  کتاب" خاطرات در خاطرات"، با ذکر خاطره ای به توصیف این شکل از روزنامه نگاری  می پردازد:"  بعد  از  شهریور 20  روزنامه ها یکی پس از دیگری راه افتاد و البته و صد البته خط همه آنها آزادی بود.قلم  جای  چماق  و  چاقو  را گرفت و هر کس قادر به انتشار روزنامه چهار صفحه ای ، دو صفحه ای  و... بود  و خود را مجاز می دانست  به حیثیت، شرف  و  ناموس  افراد  تاخته وهر چه قلم را تیز تر و فحش را رکیک تر  و افراد مورد حمله را از شخصیت های سرشناس تر  انتخاب  می کرد  از  معروفیت  بیشتری  برخوردار می شد   تا جایی  که" محمد مسعود"، برای سر یکی از همینها یک میلیون  جایزه گذاشت  و  روزنامه نگار دیگری سلسله مقالاتی با سند! ومدرک! درباره آلودگی به فحشا خانواده های مختلف منتشر ساخت . روزنامه دیگری به نام ادیب  با یک خورجین فحش در سرمقاله خود نوشت :... متاسفانه عفت قلم اجازه نمی دهد که به این {....}و{....} بگویم که...! 
  مینو 
 بدیعی،  روزنامه نگار  مجرب  کشورمان  سیر شکل گیری مطبوعات زرد در غرب و ایران را اینگونه بیان می دارد:  " روزنامه نگاری زرد  در نتیجه خلا موجود  برای انعکاس  مطالب  سطحی  و  رخداد های  مربوط  به زندگی هنرپیشه ها  و شخصیت های بزرگ  ورزشی  رونق  گرفت.  به این  دلیل به این  نشریات،  نشریات زرد گفته می شد که از ارزانترین شکل  کاغذ هاکه عمدتا کاهی بود تهیه می شدو براحتی روی پیشخوان روزنامه فروشی  بدلیل رنگ زردشان قابل تمیز دادن بودند. گرایش غالب اینگونه نشریات شبیه به انعکاس برخی از رخدادها در شبکه های ماهواره ای  و تلویزیونی است . شبکه هایی  که بیشتر بر جنبه های تفریحی و سطوح پایین ابتذال متمرکز شده اند.  از آن دوران و از اوایل دهه 1930 میلادی  تا کنون  مطبوعات زرد  این نقش را در ارایه اطلاعات و  اخباربا  دیدگاههای سطحی و سخیف خود انجام داده اند.
در ایران نیز گرچه در آغاز دوره مشروطه شاهد نوعی از روزنامه نگاری  آرمانگرایانه  هستیم اما پس از چندی در پی به سر آمدن آزادی های مشروطه و سلطه دیکتا توری رضا خان  بسیاری از  این نشریات  توقیف  شدند  و روز نامه نگارانی چون فرخی یزدی، میرزاده عشقی و... به زندان افتادند. از 1320 تا 1332 بار دیگر نشریات آرمانگرایانه در کنار احزاب به فعالیت پرداختند ودر همین دوره شاهد حضور طیفی از روزنامه های سطحی و سخیف با محتوای  پایین  هستیم   که ترجیح می دهند  به جای پرداختن به موضوعات جدی خبری،  سیاسی  و یا اقتصادی با  انعکاس  مطالب  جنجال برانگیز خودی  نشان دهند.  به عنوان مثال می توان به" محمد مسعود"  اشاره کرد  که  با چاپ  دید گاههای  سیاسی  سطح  پایین  و ورود  به مسایل بازاری  وچاپ پاورقی های  نازل،  به بازار اینگونه نشریات رونق بخشید.  پاورقی "تهران مخوف"  که  رمان  عوامگرایانه و بسیار سطحی است سند به جای مانده از فعالیتهای وی در این دوران است. "بدیعی، تحولات ایجاد شده در آغاز دهه 40 را زمینه سازگسترش مطبوعات می داند و می گوید:" هرجا  عرصه  فعالیت  مطبوعات  وزین  محدود  شده است زمینه لازم برای رشد قارچ گونه نشریات عوام پسند نیز فراهم آمده است." وی، روند رشد مطبوعات زرد در پس از  پیروزی  انقلاب  اسلامی  را بیش از همه معطوف به سالهای پس از دهه هفتاد می داند  و معتقد است:  " در  فاصله  سالهای  76  تا  79  بدلیل  رشد  مطبوعات سیاسی و روشنفکرانه از رشد مطبوعات زرد کاسته شده بود ."
 
رنگین نامه ها،  که  ترجمه  اصطلاحی  انگلیسی  مطبوعات زرداند   در ایران  به معنای  همان  الگوی  معمول کشورهای غربی تهیه می شوند   با  این  تفاوت  که  به  لحاظ  کیفیت  در سطح بسیار پایین تری قرار دارند واز آن مهمتر اینکه معمولا هیچگاه به سیاست وسیاستمداران نمی پردازند.  در حالی  که  جنجالهای  سیاسی و  اخبار حوادث مربوط به سیاستمداران  از بخشهای مهم رنگین نامه های غربی است.  "فریدون صدیقی"، دیگر روزنامه نگار  کشورمان با اشاره به اینکه ورود روزنامه به ایران متاثر از فضای رسانه ای غرب بوده است، خصیصه عمده آنها را مبتنی بر تقلید  محض  و بخشی نگری در حوزه داخلی می داند و اضافه می کند:" به تدریج با توسعه مطبوعات و تنوع آنها  کارکرد  اینگونه  نشریات نیز به سوی بیان  روایی  و داستانی  میل نمود، چرا که خاستگاه نخست روزنامه نگاری، ادبی و روایی است. در  کنار  اینگونه  نشریات،  شاهد  شکل گیری  روزنامه هایی با رویکرد اجتماعی هستیم که در این رویکرد بیش از همه سلیقه  و ذایقه مخاطب اعلام حضور می کرد، لذا متولیان آنها بر آن شدند تا به نیازهای  متنوع مخاطبان خود نیز پاسخ دهند . خصیصه بارز این گروه نشریات سرگرمی است ضمن اینکه عناصر اطلاع رسانی و دانش افزایی در مراتب حداقل قرار می گیرد. " صدیقی، با اشاره به رشد انتشار  نشریات  و  فقدان  رسانه های  دیگری  چون اینترنت و ماهواره گرایش متقاضیان دریافت مجوز نشریاتی چون اطلاعات هفتگی، اطلاعات جوانان، مجلات ترقی، روشنفکر  و زن روز و... را امری طبیعی می داند و می گوید:" پس از  پیروزی  انقلاب  اسلامی  بدلایل  مختلفی چون  رشد  گروه سنی  جوان جامعه، تعداد این نشریات رو به فزونی گذاشت اما  پس  از  چندی  با  ورود  چند شبکه دیگر تلویزیونی ماهواره و سپس اینترنت فرایند فعالیت اینگونه نشریات دستخوش  تغییرات  محسوسی  گردید.  نگاه جامعه  به مقوله ورزش و بویژه فوتبال تغییر کرد. در حوزه سینما هم حیات مدیریت کنترلی  بنیاد  فارابی  بر  سینمای  کشور  به  اتمام  رسید  و  همپای آن مراکز آموزش بازیگری و باشگاههای ورزشی رونق گرفت  و در پی آن بیکاری  وتاخیر در  ازدواجها باعث  شد  تا  نشریاتی  مثل  خانواده سبز ،  خانواده بنفش! و...با نگاهی هیجانی به مناسبات درون وبیرون خانواده ها اجازه بروز یابند."  صدیقی  با  آنکه  در  این اشاره خود از چند نشریه موجود نیز نام می برد اما در عین حال متذکر می شود که :" همه این نشریات از نظر من زرد تلقی نمی شوند. یعنی هر نشریه ای که بدلیل آنکه با مخاطب عمومی سروکار دارد و موضوعاتش هم متنوع است الزاما زرد تلقی نمی شود.  اگر بخواهیم  در غیر این معنا به نشریات زرد بنگریم  پس باید بگوییم بیش از 90 درصد نشریات حاضر و حتی بسیاری از برنامه های تلویزیونی هم زرد محسوب می شوند. نشریه ای زرد تلقی می شود که موضوع آن صرفا  هیجان زایی و پاسخ  به   نیازهای  نازل  و  آنی  مخاطبان است  وعنصر دانش افزایی در آن بسیار کمرنگ است ویا اصلا وجود ندارد."  صدیقی، وجود  نشریات  زرد  را  متاثر  از نیا ز جامعه ونسلی می داند که این نیاز خود را ابراز داشته اند.وی می افزاید:" هر نشریه در بسترهای  مختلف  محصول  نیازها ومطالبات جامعه است. اگرپر تیراژترین نشریات را نشریات  خانوادگی وورزشی  زرد شکل می دهد  نسل  روزنامه  خوان جوان ما تاکید بسیاری بر اینگونه مباحث دارد.  می خواهم بگویم رسانه های جدی، دیگر خیلی خواننده ندارد. به همین دلیل است که شم ا می بینید از هفتاد نشریه که ده تای آن ورزشی است تنها یک میلیون و100هزار نسخه به عنوان شمارگان نشریات اعلام می شود. بنابر این سرزنش کردن یکسویه ناشران نشریاتی که به نیازهای معقول نسل جوان پاسخ می دهند ولی در  خصوص فلسفه ، خردگرایی و اندیشه ورزی سخنی نمی گویند عاقلانه نیست."    مطبوعات زرد گرچه از اصول کلی  مطبوعات بهره می گیرند لیکن هدف تمامی آنها کسب سود بیشتر است چرا که اساس رسانه های غرب که محل زایش اولین تابلوییدها ونشریات عامه پسند است بر سود دهی متمرکز می باشد. بر خلاف نشریات دیگر که تقریبا  هیچگونه  تلاشی   برای  جذب  خوانندگان  سطوح متوسط خود نمی کنند گردانندگان این نشریات بسته های متفاوتی را  برای  سنین  و  اقشار  مختلف  اجتماعی  تدارک  می بینند." دکتر نفیسی  نیز سطحی نگری به موضوعات مختلف را بارزترین شاخصه نشریات زرد عنوان می کند و خاطر  نشان می کند:" برای این گروه از نشریات بیش از آنکه کیفیت وغنای مطالب، مهم وبا ارزش تلقی شوند کمیت است  که  عرض  اندام می کند. اینگونه نشریات تلاش می کنند با جلب توجه مخاطبان خود بوسیله تیترهای   جنجال بر انگیز و  عامه پسند  مخاطب بیشتری را به سوی خود جذب کنند." وی همچنین در خصوص چگونگی شکل گیری این گونه نشریات می گوید:" مطبوعات زرد از هنگامی شکل گرفتند که رسانه های نوشتاری برای ادامه حیات و بقا در برخی ادوار نیاز به مخاطب و فروش بیشتر برای کسب سود داشتند به همین دلیل کوشیدند با توسل به هر شیوه  ممکن و با  سطحی نگری ،  غوغا سالاری و  جنجال آفرینی  قشر وسیعی را به سوی خود جذب کنند. منتهی باید دانست که توفیق آنها در جذب مخاطب مقطعی است  و به هیچ عنوان در  دراز مدت پاسخ مطلوبی را نخواهد داد. سیر فعالیت اینگونه نشریات در دنیا نیز مؤید آن است که هر از چندی اوج می گیرند و دوباره افول می کنند"دکتر نفیسی اضافه می کند:"حضور مطبوعات زرد قبل از پیروزی انقلاب اسلامی از سال 1320شمسی آغاز شد وتا پس از پیروزی انقلاب هم ادامه یافت .حضور اینگونه نشریات امروزه نمود  قابل  ملاحظه ای  ندارد  چون  خواننده  دیگر  رغبت چندانی به پیگیری و مطالعه اینگونه مطالب ندارد. مطبوعات عامه پسند در شرایطی  قدم  به عرصه  وجود   نهادند  که فرصت و امکان وجود رسانه های دیگر وجود نداشت ولی امروز با وجود اینترنت وشبکه های مختلف ماهواره ای قطعا این نقش  به  میزان قابل ملاحظه ای کاهش می یابد و این نشریات به توانمندی گذشته قادر به جولان ویکه تازی نیستند  و مثل گذشته  نمی توان آنها را به صورت عمده در نظ ر گرفت.  "  دکتر نفیسی انتشار نشریات زرد را حتی به بهانه افزایش  شمارگان  مطبوعات  کشور جایز نمی داند ودر تبیین این مهم می گوید:" به هر قیمتی نمی توان مخاطب داشت ومهر تاییدی بر وجود نشریات  عامه  پسند زدچرا که با این کار نوعی سطحی نگری را در جامعه ودر میان اقشار جامعه  رواج  داده ایم.  در  حالی  که  یکی  از  رسالتهای مطبوعات این است که آگاهی های مردم را نسبت به مسایل روز بالا ببرد. درست است که یکی  دیگر  از  نقشهای  رسانه ها سرگرمی وپر کردن اوقات فراغت مردم است اما قطعا رسالت  و  وظیفه  اصلی  آنها  نیست. " وی  اضافه  می کند:"  یکی  از روشهایی که به تازگی برای کسب مخاطب بیشتر در برخی از مناطق دنیا شروع شده است توزیع رایگان نشریات می باشد. نمونه موفق این شیوه را برخی از کشور های اسکاندیناوی بویژه نروژ تجربه کرده اند. در نروژ نشریه ای به نام  مترو   منتشر می شود که با توزیع رایگان توانسته است رقم 15 میلیون تیراژ را به خود اختصاص دهد وبا همین موفقیت توانسته است آگهی بگیرد و موقعیت مالی خودرا هم تضمین  کند.     در کتاب "واژه نامه ارتباطات"،  دکتر یونس شکرخواه در تعریف  نشریات  عامه پسند اینگونه نشریات را نشریاتی می داند که زبان تهییجی دارند و برای طبقات متوسط و پایین جامعه منتشر  می شوند.  ضمن آنکه وی از روزنامه های پرسروصدا ونیز روزنامه های سطحی و بازاری در مقابل روزنامه هایی که متکی بر کاربرد روشهای  تحقیق در علوم اجتماعی هستند یاد می کند. او همچنین در جایی دیگر نشریه ای را که در پی چرایی اخبار و عنصر تحلیل"چرا" نباشد را نشریه زرد می خواند.           

"روغنی ها"، سردبیر نشریه ایران دیلی نیز در خصوص چگونگی نشریات زرد می گوید:" جامعه جوان و ویژگی های این جامعه از حیث فرهنگی و علایق آنها بگونه ای است که نشریات وزین امکان  پاسخگویی به این نیازها   و علایق را  ندارند  و  برای  همین است که در سراسر دنیا نشریات زرد و عامه پسند ویا زرد دارای تیراژی حتی بالاتر از نشریات معتبر هستند. همین مساله باعث شده است تا گروهی دیگر زمینه را برای حضور و جولان در این عرصه مناسب ببینند وبا هدف کسب سود و منافع  مالی  در  این میدان فعال شوند. " وی افزایش دریافت مجوز انتشار نشریه پس از سال 76 را در رشد نشریات عامه پسند مؤثر  می داند  اما در عین حال معتقد است که :" تکثر نشریات زرد   منبعث از نیازی است  که بخشی   از جامعه  به  اینگونه  نشریات  نشان می دهند. چنانچه اگر پیش از این نیز نشریاتی وجود داشتند که این نیاز را پاسخ می گفتند دیگر  شاهد  چنین  رشدی  نبودیم.  در عین حال اگر میزان اینگونه نشریات را افزایش دهیم باز هم تعداد زیادی از افراد مخاطب اینگونه نشریات  خواهند بود ودر حقیقت در پی راهی خواهند بود که به خواسته های متنوعشان پاسخ گفته شود. این گروه دیگر  نیازی به  مراجعه  به نشریات وزین در خود احساس نمی کنند."
 چنانچه پیش از این اشاره شد روزنامه نگاری زرد در غرب چندی است که جایگاه خود را یافته وحتی دارای نقش مثبت است اما به دلیل نبود الگوهای صحیح در این عرصه ما هنوز نتوانسته ایم شکل معقولی از فعالیت اینگونه نشریات را در  کشور  خود  تجربه کنیم. این شکل از روزنامه نگاری از منظر برخی نیز بد تلقی نمی شود هر چند گاهی جنجالی است اما اگر به  دروغ ،  تهمت  و ابتذال کشیده نشود مشکل چندانی را متوجه جامعه نخواهد کرد. کثرت نشریات جنجالی و استقبال از آنها در جامعه  ما  بیانگر پیام خاصی است که این پیام را باید دریافت کرد و نسبت به آن پس فرست لازم را صورت داد. پیامی که این مساله برای ما دارد این است که زمینه تفریحات سالم را برای مردم ونسل  جوان  مهیا  کنیم.  " دکتر  کیا"،  مدیر  گروه  ارتباطات  دانشکده  علوم اجتماعی دانشگاه علامه طباطبایی معتقد است:" ما نمی توانیم اصطلاحاتی را که در غرب وجود دارد عینا  در  مورد  ایران  هم تکرار کنیم وهمان کارکرد را نیز به روزنامه های داخلی خود تعمیم دهیم . البته ممکن است برخی  از  روزنامه های  ما  به  دلیل انتشار برخی از مطالب به روزنامه های زرد غربی شبیه باشند ولی نمی توان مدعی شد که تماما از همان شیوه ها  و  الگوها تبعیت می کنند. روزنامه نگاری زرد و جنجالی می کوشد زمینه ای را فراهم کند تا تاثیر بیشتری  را  بروی  مخاطب  خود  داشته باشد. در تاریخ مطبوعات ما دوره هایی هم بوده است که به دلیل شرایط خاص آن مقاطع این دسته از نشریات هم کوشیده اند شیوه خود را در پیش گیرند و پیرو نشریات دیگر  نشوند. بسیاری از روزنامه های ما بعد از دوم خرداد کوشیدند با توجه به فضای پیش آمده تغییراتی را از حیث شکل طراحی و نیز از حیث محتوا در خود ایجاد کنند وبدین شکل در عرصه رقابت شرکت کنند اما قطعا نمی توان گفت که همان کارکرد غربی را لحاظ کرده اند." وی فعال بودن مخاطب راعامل خنثی نمودن وجوه منفی فعالیت  این طیف از نشریات عنوان می کند ومتذکر می شود:" مخاطب فعال می تواند سطح گزینش و انتخاب  خود  را  افزایش  دهد و منفعلانه تسلیم هر روشی نشود." این استاد دانشگاه فعالیت نشریات   عامه پستد  را  با  فعالیت  وبلاگها  و  وبلاگ نویسان مقایسه می کند و می گوید:" امروز وبلاگهای مختلف در زمینه های متنوعی وجود   دارد که  بسیاری  از  آنها  نکته  جدیدی  را آموزش نمی دهند و وجه فعالیت بسیاری از آنها هم سرگرمی ویا پرداختن به مسایل ضد  اخلاقی  است  اما  مخاطب فعال از میان این همه بهترین ها را برمی گزیند و مخاطب منفعل تحت تاثیر وجوه منفی آنها قرار می گیرد." وی در عین حال  که  معتقد است وجود نشریات زرد بروی فرهنگ عمومی جامعه تاثیر خواهد داشت معتقداست که راه حل در امان  ماندن از  تبعات  منفی نشریات عامه پسند ممانعت از ادامه فعالیت ویا لغو مجوز پروانه انتشار آنها  نیست،  بلکه  باید  آنها  را  سازماندهی  و  نظارت  بیشتری کرد . ازسویی ناشران اینگونه نشریات نیز باید به یکسری اصول وارزشهایی که خواسته عمومی جامعه است بها داده و آنها را رعایت کنند".                                        

"دیوید رندال"، در کتاب روزنامه نگاری حرفه ای می نویسد:" روزنامه ها واقعیتها را گزارش  می کنند  و چنانچه  سردبیر  روزنامه تایمز یک قرن پیش اعتقاد داشت روزنامه ها واقعیت را به دارایی عمومی ( بیت المال) تبدیل می کنند   و در  واقع  خبر  از  زمان انتشار چیزی جز دارایی عمومی نیست .حتی روزنامه های  نامطلوب  هم  بیش  از  زیانی  که  ممکن  است  برسانند  خدمت  می کنند. از روی اطمینان می توان ادعا کرد  که در این حرفه مهارتهای منفی بسیاری وجود دارد که در تاریخ روزنامه نگاری می توان آن را زشتکاری نامید. دستاوردهای عظیمی هم وجود دارند که برای  این  حرفه  افتخار  آفریده اند ."  به  هر  حال  به  نظر می رسد فعالیت مطبوعات زرد بیش از همه وابسته به وجود انسانهای زرد و شرایط نامعقولی است که بدلیل نبود سیستمهای صحیح آموزشی در جامعه رشد کرده اند."مینو بدیعی"، با اشاره به تجربه ای که  جامعه  ما  از  وجود  نشریات  حزبی  و کاملا سیاسی داشته است حضور نشریات زرد را بواسطه عدم فعالیت این گروه از نشریات در حال حاضر می داند و اضافه می کند:" باید بالانس معقولی را میان  روزنامه نگاری خبری،  روزنامه نگاری  توسعه،  روزنامه نگاری  انتقادی  و   روزنامه  نگاری  زرد  ایجاد کرد.چراکه  عدم توازن میان اینها مخاطرات جدی را برای جامعه ما درپی خواهد داشت. " وی  مخاطبان  این  گروه از نشریات را بیش از همه زنان جوان خانه داری می داند که طرح مسایل بسیار سطح پایین خانوادگی، درگیری زوجین، اعتیاد  و ...  را  دنبال می کنند و مخاطبان دیگر این نشریات را جوانانی می داند که به ورزش و الگوهای ورزشی بیش از حد علاقه  نشان  می دهند. بدیعی، اضافه می کند:" نشریاتی که در این عرصه رقابت می کنند می کوشند با دامن  زدن  به  دعوای  میان  یک  ورزشکار  با ورزشکار دیگر، تخطئه کردن یکی و بها دادن به دیگری ودر یک کلام خاله زنک بازی در آوردن نظر مخاطبان را به  سوی  خود  جلب کنند. این مطبوعات نه تنها سطح آگاهی های ورزشی ویا هنری مخاطبان خود را افزایش نمی دهند بلکه آنها را از مباحث جدی جامعه دور می کنند." وی با اشاره به وجود سه هزار نشریه در صف درخواست مجوز نشر می گوید:" نمی توان از انتشار  تمام این گروه از نشریات جلو گیری کرد و مانع تکثر مطبوعات شد چرا که همین مساله هم زمینه ساز رشد بی رویه نشریات زرد می شود."     

 

نظرات و پیشنهادات [3]

جواد صبوحی


 
   
a

a

aa

.

 

Copyright 2005-2006 ParenThesis  By Javad Sabouhi - Powered By BLOGSKY.COM - Design & Code By Ali Erfanian          

d